![]() |
![]() |
|
| شکوه های شاکی ترین ستاره..... |
|
چند وقتی است از من دوری ...
صدایت بوی عشق نمی دهد ٬ نگاهت هم همینطور... کاش می دانستی... هرچند ندانی برای هردویمان بهتر است ... اگر بدانی چه شب هایی بی تو مردم و با یادت دوباره زنده شدم ٬ اگر بدانی اشک ٬مهمان ناخوانده ی چشمان بی صبرم٬ تا صبح بهانه ات را می گیرد اگر بدانی آتش بی قراری وجودم را دامن زده بی بهانه دست از دیدار من نمی کشی |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 18:14 توسط ستاره |
|
آسمون بی روح و خسته دل من از تو شکسته تنهایی یادم نرفته بی کسی پیشم نشسته تو چشام بارون گرفته می دونم زندگی سخته یاد خاطرات سوخته منو این قلب فروخته یادگاری رو درخته چشمای خیس اما بسته سنگ و شیشه ی نشُسته حرفای خوب نگفته بی صدایی تو یه لحظه٬ هرچی بود از تو گذشته
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 16:51 توسط ستاره |
|
![]() ![]()
امروز تولد ستاره ای است که حتی آسمان هم وجودش را انکار می کند امروز تولد دختری است که گرچه صادقانه عاشق بود اما کسی قلب ساده اش را ندید امروز تولد چشمانی است که همیشه منتظر بود و کسی حتی صدای شیون هایش را نشنید امروز تولد لبخندی است که برای آمدنش شکفت و از رفتنش خشکید امروز تولد اشکی است که بی بهانه روی شانه ی دلواپسی غلط می خورد امروز تولد بغض کودکی است که خودش را بزرگ می دانست بزرگتر از کهکشان ها... امروز تولدم بود ولی کاش نبود..... |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 12:28 توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
من ستاره ، از آسمان دلهای عاشق ، 16 ساله رو زمینم و آسمونی زندگی می کنم.....
|
| پیوندهای روزانه |
|
کافه ستاره آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته هایم |
|
RSS
|