![]() |
![]() |
|
| شکوه های شاکی ترین ستاره..... |
آه و سلام و بعد اشکم فدای تو دیگر زمین و خاک٬ من هم برای تو دیگر ستاره ها ٬ شبهای مستانه هر بخت کور و باز ٬باشد برای تو شاید ندیده ای دیوانه ای چو من آشفته ام و گیج ٬ دردم برای تو خوابم نمی بْرد ٬ روی شب و حتی جان هم به لب نشد ٬ این جان برای تو گفتی به پا بیا اما به چشم من پل ها خراب و دور ٬ پایم برای تو راهم نمی دهند ٬ اینجا گمم هنوز بی راه و سرگشته ٬ ترسم برای تو دیگر چه می شود؟ اصلا نمی رسم؟ این ها سوال من ٬ اما برای تو..... رنجیده ای زمن٬ از من چه می دانی ؟ اینکه چرا گفتم شعری برای تو ؟؟!!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم آبان 1385ساعت 11:17 توسط ستاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره من |
من ستاره ، از آسمان دلهای عاشق ، 16 ساله رو زمینم و آسمونی زندگی می کنم.....
|
| پیوندهای روزانه |
|
کافه ستاره آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
دل نوشته هایم |
|
RSS
|